سطح B2صفت

gelähmt sein

فلج بودن

English: to be paralyzed

جمله‌ی مثال با gelähmt sein

  • Er ist seit dem Unfall gelähmt.

    او از زمان تصادف فلج است.

«gelähmt sein» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.