سطح C2فعل

gebrechen

نقص داشتن

English: to lack, to be deficient

صرف فعل gebrechen

حال
er gebricht
گذشته‌ی ساده
gebrach
پرفکت
hat gebrochen
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es gebricht
  • wir gebrechen
  • ihr —
  • sie gebrechen

جمله‌ی مثال با gebrechen

  • Es gebricht ihm an Geduld für diese Aufgabe.

    او برای این کار صبر کم دارد.

«gebrechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.