سطح C2فعل

gebühren

سزاوار بودن، حق داشتن

English: to be due, to deserve

صرف فعل gebühren

حال
er gebührt
گذشته‌ی ساده
gebührte
پرفکت
hat gebührt
امری
gebühre! / gebührt!
  • ich gebühre
  • du gebührst
  • er/sie/es gebührt
  • wir gebühren
  • ihr gebührt
  • sie gebühren

جمله‌ی مثال با gebühren

  • Ihm gebührt der erste Preis für seine Leistung.

    به خاطر عملکردش، جایزه اول به او تعلق می‌گیرد.

«gebühren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.