سطح C2فعل

fusionieren

ادغام شدن

English: fusion

صرف فعل fusionieren

حال
er fusioniert
گذشته‌ی ساده
fusionierte
پرفکت
hat fusioniert
امری
fusioniere! / fusioniert!
  • ich fusioniere
  • du fusionierst
  • er/sie/es fusioniert
  • wir fusionieren
  • ihr fusioniert
  • sie fusionieren

جمله‌ی مثال با fusionieren

  • Die beiden Firmen haben vor, zu fusionieren.

    این دو شرکت قصد دارن با هم ادغام بشن.

«fusionieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.