سطح C2فعل

fungieren

عمل کردن، ایفای نقش

English: to function, to act as

صرف فعل fungieren

حال
er fungiert
گذشته‌ی ساده
fungierte
پرفکت
hat fungiert
امری
fungier! / fungiert!
  • ich fungiere
  • du fungierst
  • er/sie/es fungiert
  • wir fungieren
  • ihr fungiert
  • sie fungieren

جمله‌ی مثال با fungieren

  • Ich werde als Ihr Leibwächter fungieren.

    من به‌عنوان محافظ شما عمل خواهم کرد.

«fungieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.