سطح C2فعل

fristen

گذراندن، سر کردن

English: to eke out, to pass (time)

صرف فعل fristen

حال
er fristet
گذشته‌ی ساده
fristete
پرفکت
hat gefristet
امری
frist! / fristet!
  • ich friste
  • du fristest
  • er/sie/es fristet
  • wir fristen
  • ihr fristet
  • sie fristen

جمله‌ی مثال با fristen

  • Sie fristete ihr Leben mit kleinen Jobs.

    او زندگی‌اش را با کارهای کوچک می‌گذراند.

«fristen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.