سطح C2فعل

frisieren

آراستن، دستکاری کردن

English: to style, to doctor

صرف فعل frisieren

حال
er frisiert
گذشته‌ی ساده
frisierte
پرفکت
hat frisiert
امری
frisiere! / frisiert!
  • ich frisiere
  • du frisierst
  • er/sie/es frisiert
  • wir frisieren
  • ihr frisiert
  • sie frisieren

جمله‌ی مثال با frisieren

  • Ich brauche einen Spiegel, um mich zu frisieren.

    برای دیدن پشت سرم به آینه نیاز دارم.

«frisieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.