آراستن، دستکاری کردن
English: to style, to doctor
Ich brauche einen Spiegel, um mich zu frisieren.
برای دیدن پشت سرم به آینه نیاز دارم.
«frisieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.