سرد، سرد مزاج
English: frigid, cold
Sie galt als frigide, aber das war nur ein Vorurteil.
او سردمزاج به حساب میآمد، اما این فقط یک پیشداوری بود.
«frigide» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.