سطح C2فعل

fransen

ریش‌ریش شدن، لبه‌دار شدن

English: to fray, to fringe

صرف فعل fransen

حال
er franst
گذشته‌ی ساده
franste
پرفکت
hat gefranst
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es franst
  • wir fransen
  • ihr —
  • sie fransen

جمله‌ی مثال با fransen

  • Die alte Decke franst an den Rändern aus.

    پتوی کهنه از لبه‌ها ریش‌ریش می‌شود.

«fransen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.