سطح C2فعل

folgern

نتیجه گرفتن

English: to conclude, to infer

صرف فعل folgern

حال
er folgert
گذشته‌ی ساده
folgerte
پرفکت
hat gefolgert
امری
folgere! / folgert!
  • ich folgere
  • du folgerst
  • er/sie/es folgert
  • wir folgern
  • ihr folgert
  • sie folgern

جمله‌ی مثال با folgern

  • Aus den Beweisen können wir folgern, dass er unschuldig ist.

    از روی شواهد می‌توانیم نتیجه بگیریم که او بی‌گناه است.

«folgern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.