سطح C2فعل

flocken

توده شدن، ورقه شدن

English: to flake, to clump

صرف فعل flocken

حال
er flockt
گذشته‌ی ساده
flockte
پرفکت
hat geflockt
امری
flock! / flockt!
  • ich flocke
  • du flockst
  • er/sie/es flockt
  • wir flocken
  • ihr flockt
  • sie flocken

جمله‌ی مثال با flocken

  • Die Milch flockt, wenn sie sauer wird.

    شیر وقتی ترش می‌شود، توده می‌شود.

«flocken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.