سطح C2فعل

filtern

صافی کردن، فیلتر کردن

English: to filter

صرف فعل filtern

حال
er filtert
گذشته‌ی ساده
filterte
پرفکت
hat gefiltert
امری
filter! / filtert!
  • ich filtere
  • du filterst
  • er/sie/es filtert
  • wir filtern
  • ihr filtert
  • sie filtern

جمله‌ی مثال با filtern

  • Wir müssen das Wasser filtern.

    باید آبی را فیلتر کنیم.

«filtern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.