سطح C1فعل

feuchten

مرطوب کردن، نم کردن

English: to moisten, to dampen

صرف فعل feuchten

حال
er feuchtet
گذشته‌ی ساده
feuchtete
پرفکت
hat gefeuchtet
امری
feucht! / feuchtet!
  • ich feuchte
  • du feuchtest
  • er/sie/es feuchtet
  • wir feuchten
  • ihr feuchtet
  • sie feuchten

جمله‌ی مثال با feuchten

  • Feuchte das Tuch an, bevor du es benutzt.

    قبل از استفاده، پارچه را نم بده.

«feuchten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.