سطح C1فعل

feinden

دشمنی کردن

English: to be hostile

صرف فعل feinden

حال
er feindet
گذشته‌ی ساده
feindete
پرفکت
hat gefeindet
امری
feind! / feindet!
  • ich feinde
  • du feindest
  • er/sie/es feindet
  • wir feinden
  • ihr feindet
  • sie feinden

جمله‌ی مثال با feinden

  • Die zwei Brüder feinden sich seit Jahren an.

    آن دو برادر سال‌هاست با هم دشمنی می‌کنند.

«feinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.