سطح C1فعل

faulen

پوسیدن، گندیدن

English: to rot

صرف فعل faulen

حال
er fault
گذشته‌ی ساده
faulte
پرفکت
ist gefault
امری
faule! / fault!
  • ich faule
  • du faulst
  • er/sie/es fault
  • wir faulen
  • ihr fault
  • sie faulen

جمله‌ی مثال با faulen

  • Das Obst beginnt im Keller zu faulen.

    میوه‌ها در زیرزمین شروع به پوسیدن می‌کنند.

«faulen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.