سطح B2فعل

experimentieren

آزمایش کردن

English: to experiment

گرامر

حرف اضافه
mit + Dat.

صرف فعل experimentieren

حال
er experimentiert
گذشته‌ی ساده
experimentierte
پرفکت
hat experimentiert
امری
experimentier! / experimentiert!
  • ich experimentiere
  • du experimentierst
  • er/sie/es experimentiert
  • wir experimentieren
  • ihr experimentiert
  • sie experimentieren

جمله‌ی مثال با experimentieren

  • Der Koch liebt es, mit neuen Gewürzen zu experimentieren.

    آشپز عاشق آزمایش کردن با ادویه‌های جدید است.

مترادف و متضاد

«experimentieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.