سطح C2فعل

exhumieren

نبش قبر کردن

English: to exhume

صرف فعل exhumieren

حال
er exhumiert
گذشته‌ی ساده
exhumierte
پرفکت
hat exhumiert
امری
exhumiere! / exhumiert!
  • ich exhumiere
  • du exhumierst
  • er/sie/es exhumiert
  • wir exhumieren
  • ihr exhumiert
  • sie exhumieren

جمله‌ی مثال با exhumieren

  • Die Behörden ließen die Leiche exhumieren.

    مقامات دستور دادند جسد را نبش قبر کنند.

«exhumieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.