سطح C2فعل

exekutieren

اجرا کردن، اعدام کردن

English: to execute, to carry out

صرف فعل exekutieren

حال
er exekutiert
گذشته‌ی ساده
exekutierte
پرفکت
hat exekutiert
امری
exekutiere! / exekutiert!
  • ich exekutiere
  • du exekutierst
  • er/sie/es exekutiert
  • wir exekutieren
  • ihr exekutiert
  • sie exekutieren

جمله‌ی مثال با exekutieren

  • Putin will seine Feinde auf dem stillen Örtchen exekutieren.

    پوتین می‌خواهد دشمنانش را در دستشویی اعدام کند.

«exekutieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.