سطح B2فعل

erzeugen

تولید کردن / به وجود آوردن

English: to produce, to generate

صرف فعل erzeugen

حال
er erzeugt
گذشته‌ی ساده
er erzeugte
پرفکت
hat erzeugt
امری
erzeug! / erzeugt!
  • ich erzeuge
  • du erzeugst
  • er/sie/es erzeugt
  • wir erzeugen
  • ihr erzeugt
  • sie erzeugen

جمله‌ی مثال با erzeugen

  • Die Solaranlagen erzeugen saubere Energie.

    سیستم‌های خورشیدی انرژی پاک تولید می‌کنند.

مترادف و متضاد

«erzeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.