قابل انتظار، پیشبینیپذیر
English: expectable, predictable
Das schlechte Ergebnis war nach der Vorbereitung erwartbar.
نتیجهی ضعیف پس از آن آمادهسازی قابل انتظار بود.
«erwartbar» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.