مخالف بودن، مانع بودن
English: to oppose, to stand in the way
Der neuen Regelung stehen einige rechtliche Bedenken entgegen.
برخی ملاحظات حقوقی با مقررات جدید مخالفند.
«entgegenstehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.