حساس، لطیف
English: sensitive, delicate
Sie war eine empfindsame Künstlerin, die sich leicht verletzen ließ.
او هنرمند حساسی بود که بهآسانی دلخور میشد.
«empfindsam» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.