سطح C2فعل

einliefern

تحویل دادن، بستری کردن

English: to deliver, to admit

صرف فعل einliefern

حال
er liefert ein
گذشته‌ی ساده
lieferte ein
پرفکت
hat eingeliefert
امری
liefer ein! / liefert ein!
  • ich liefere ein
  • du lieferst ein
  • er/sie/es liefert ein
  • wir liefern ein
  • ihr liefert ein
  • sie liefern ein

جمله‌ی مثال با einliefern

  • Der Patient wurde gestern ins Krankenhaus eingeliefert.

    بیمار دیروز به بیمارستان تحویل داده شد.

«einliefern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.