از یک سو
English: on the one hand
Einerseits will ich sparen, andererseits brauche ich ein neues Auto.
از یک سو میخواهم پسانداز کنم، از سوی دیگر به ماشین جدید نیاز دارم.
Einerseits ist das Wetter schön, andererseits ist es zu heiß.
از یک سو هوا خوب است، از سوی دیگر خیلی گرم است.
«einerseits» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.