توانایی انجام کاری را داشتن
English: to be equal to a task
Er ist der Aufgabe gewachsen, das Projekt zu leiten.
او توانایی انجام این کار را دارد که پروژه را رهبری کند.
«einer Aufgabe gewachsen sein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.