سطح B2اصطلاح

eine Krankheit diagnostizieren

یک بیماری را تشخیص دادن

English: to diagnose an illness

جمله‌ی مثال با eine Krankheit diagnostizieren

  • Der Arzt diagnostiziert eine seltene Krankheit.

    پزشک یک بیماری نادر را تشخیص می‌دهد.

مترادف و متضاد

«eine Krankheit diagnostizieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.