سطح A1فعل

einchecken

پذیرش شدن (در هتل یا فرودگاه)

English: to check in (hotel/airport)

صرف فعل einchecken

حال
er checkt ein
گذشته‌ی ساده
er checkte ein
پرفکت
er ist eingecheckt
امری
check ein! / checkt ein!
  • ich checke ein
  • du checkst ein
  • er/sie/es checkt ein
  • wir checken ein
  • ihr checkt ein
  • sie checken ein

جمله‌ی مثال با einchecken

  • Wir checken im Hotel ein.

    ما در هتل پذیرش می‌شویم.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«einchecken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.