سطح C1فعل

durchbrechen

شکستن، سوراخ کردن

English: to break through, to pierce

صرف فعل durchbrechen

حال
er bricht durch
گذشته‌ی ساده
brach durch
پرفکت
hat durchgebrochen
امری
breche durch! / brecht durch!
  • ich breche durch
  • du brichst durch
  • er/sie/es bricht durch
  • wir brechen durch
  • ihr brecht durch
  • sie brechen durch

جمله‌ی مثال با durchbrechen

  • Kommt, wir durchbrechen Stereotypen!

    بیایید کلیشه‌ها را بشکنیم!

«durchbrechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.