بیدرنگ، رو به جلو
English: straightaway, headlong
Er redete einfach drauflos, ohne nachzudenken.
او بیدرنگ و بدون فکر شروع به حرف زدن کرد.
«drauflos» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.