سطح C2فعل

dominieren

تسلط داشتن، چیره بودن

English: to dominate

صرف فعل dominieren

حال
er dominiert
گذشته‌ی ساده
dominierte
پرفکت
hat dominiert
امری
dominier! / dominiert!
  • ich dominiere
  • du dominierst
  • er/sie/es dominiert
  • wir dominieren
  • ihr dominiert
  • sie dominieren

جمله‌ی مثال با dominieren

  • Die Mannschaft dominierte das Spiel von Anfang an.

    تیم از همان ابتدا بر بازی مسلط بود.

«dominieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.