تسلط داشتن، چیره بودن
English: to dominate
Die Mannschaft dominierte das Spiel von Anfang an.
تیم از همان ابتدا بر بازی مسلط بود.
«dominieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.