سطح C2فعل

dokumentieren

مستند کردن

English: to document

صرف فعل dokumentieren

حال
er dokumentiert
گذشته‌ی ساده
dokumentierte
پرفکت
hat dokumentiert
امری
dokumentier! / dokumentiert!
  • ich dokumentiere
  • du dokumentierst
  • er/sie/es dokumentiert
  • wir dokumentieren
  • ihr dokumentiert
  • sie dokumentieren

جمله‌ی مثال با dokumentieren

  • Wie lässt sich der Lernprozess dokumentieren?

    چطور می‌شود فرآیند یادگیری را مستند کرد؟

«dokumentieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.