سطح C2فعل

dinieren

غذا خوردن، شام خوردن

English: to dine

صرف فعل dinieren

حال
er diniert
گذشته‌ی ساده
dinierte
پرفکت
hat diniert
امری
diniere! / diniert!
  • ich diniere
  • du dinierst
  • er/sie/es diniert
  • wir dinieren
  • ihr diniert
  • sie dinieren

جمله‌ی مثال با dinieren

  • Ich willigte ein, mit ihm zu dinieren.

    او در حالی که گریه می‌کرد، نامه را خواند.

«dinieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.