نگه داشتن، پیش خود نگه داشتن
English: to keep, retain
Der Chef hat mich dreißig Minuten länger dabehalten.
رئیس سی دقیقه بیشتر نگهم داشت.
«dabehalten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.