مزمن (بیماری)
English: chronic
Er leidet leider an chronischem Asthma.
او متأسفانه از آسم مزمن رنج میبرد.
Er leidet seit mehreren Jahren an einer chronischen Bronchitis.
او چند سال است که از برونشیت مزمن رنج میبرد.
«chronisch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.