سطح A2فعل

chatten

چت کردن

English: to chat

صرف فعل chatten

حال
er chattet
گذشته‌ی ساده
er chattete
پرفکت
hat gechattet
امری
chatte! / chattet!
  • ich chatte
  • du chattest
  • er/sie/es chattet
  • wir chatten
  • ihr chattet
  • sie chatten

جمله‌ی مثال با chatten

  • Ich chatte gern mit Freunden.

    من دوست دارم با دوستانم چت کنم.

مترادف و متضاد

مترادف

«chatten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.