سطح C2فعل

breiten

گستردن، پهن کردن

English: to spread, to widen

صرف فعل breiten

حال
er breitet
گذشته‌ی ساده
breitete
پرفکت
hat gebreitet
امری
breite! / breitet!
  • ich breite
  • du breitest
  • er/sie/es breitet
  • wir breiten
  • ihr breitet
  • sie breiten

جمله‌ی مثال با breiten

  • Tom breitet die Decke auf dem Boden aus.

    تام پتو را روی زمین پهن می‌کند.

«breiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.