سطح C2فعل

brandmarken

ننگ زدن، شماتت کردن

English: to brand, denounce

صرف فعل brandmarken

حال
er brandmarkt
گذشته‌ی ساده
brandmarkte
پرفکت
hat gebrandmarkt
امری
brandmarke! / brandmarkt!
  • ich brandmarke
  • du brandmarkst
  • er/sie/es brandmarkt
  • wir brandmarken
  • ihr brandmarkt
  • sie brandmarken

جمله‌ی مثال با brandmarken

  • Die Gesellschaft brandmarkt solche Taten als unmoralisch.

    جامعه چنین اعمالی را به‌عنوان غیراخلاقی ننگ می‌زند.

«brandmarken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.