سطح C2فعل

brüten

تف کردن، خشمگین بودن

English: to brood, to fume

صرف فعل brüten

حال
er brütet
گذشته‌ی ساده
brütete
پرفکت
hat gebrütet
امری
brüte! / brütet!
  • ich brüte
  • du brütest
  • er/sie/es brütet
  • wir brüten
  • ihr brütet
  • sie brüten

جمله‌ی مثال با brüten

  • Adler brüten keine Tauben.

    عقاب کبوتر به دنیا نمی‌آورد.

«brüten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.