سطح C2فعل

bräunen

برنزه کردن

English: to tan

صرف فعل bräunen

حال
er bräunt
گذشته‌ی ساده
bräunte
پرفکت
hat gebräunt
امری
bräune! / bräunt!
  • ich bräune
  • du bräunst
  • er/sie/es bräunt
  • wir bräunen
  • ihr bräunt
  • sie bräunen

جمله‌ی مثال با bräunen

  • Im Herbst bräunen sich die Blätter der Bäume.

    پاییز که می‌شه، برگِ درخت‌ها رو به قهوه‌ای می‌ره.

«bräunen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.