سطح C2فعل

blassen

رنگ باختن، کم‌رنگ شدن

English: to pale, to fade

صرف فعل blassen

حال
er blasst
گذشته‌ی ساده
blasste
پرفکت
hat geblasst
امری
blass! / blasst!
  • ich blasse
  • du blasst
  • er/sie/es blasst
  • wir blassen
  • ihr blasst
  • sie blassen

جمله‌ی مثال با blassen

  • Die Farbe blasste im Sonnenlicht.

    رنگ در نور خورشید کم‌رنگ شد.

«blassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.