سطح C1فعل

bezeugen

شهادت دادن، گواهی دادن

English: to testify, to attest

صرف فعل bezeugen

حال
er bezeugt
گذشته‌ی ساده
bezeugte
پرفکت
hat bezeugt
امری
bezeug! / bezeugt!
  • ich bezeuge
  • du bezeugst
  • er/sie/es bezeugt
  • wir bezeugen
  • ihr bezeugt
  • sie bezeugen

جمله‌ی مثال با bezeugen

  • Ich kann das bezeugen.

    من می‌توانم این را گواهی بدهم.

«bezeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.