سطح B2فعل

beschuldigen

متهم کردن

English: to accuse

صرف فعل beschuldigen

حال
er beschuldigt
گذشته‌ی ساده
beschuldigte
پرفکت
hat beschuldigt
امری
beschuldig! / beschuldigt!
  • ich beschuldige
  • du beschuldigst
  • er/sie/es beschuldigt
  • wir beschuldigen
  • ihr beschuldigt
  • sie beschuldigen

جمله‌ی مثال با beschuldigen

  • Wir beschuldigen immer Andere.

    ما همیشه دیگران را مقصر می‌دانیم.

«beschuldigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.