سطح C2فعل

bergsteigen

کوهنوردی کردن

English: to go mountaineering

صرف فعل bergsteigen

حال
er bergsteigt
گذشته‌ی ساده
bergstieg
پرفکت
hat berggestiegen
امری
bergsteige! / bergsteigt!
  • ich bergsteige
  • du bergsteigst
  • er/sie/es bergsteigt
  • wir bergsteigen
  • ihr bergsteigt
  • sie bergsteigen

جمله‌ی مثال با bergsteigen

  • Morgen gehe ich bergsteigen.

    فردا می‌روم کوهنوردی.

«bergsteigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.