سطح C2فعل

bequemen

راضی شدن، تن دادن

English: to condescend, to submit

صرف فعل bequemen

حال
er bequemt
گذشته‌ی ساده
bequemte
پرفکت
hat bequemt
امری
bequem! / bequemt!
  • ich bequeme
  • du bequemst
  • er/sie/es bequemt
  • wir bequemen
  • ihr bequemt
  • sie bequemen

جمله‌ی مثال با bequemen

  • Er bequemte sich, uns zu helfen.

    او راضی شد به ما کمک کند.

«bequemen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.