سطح C2فعل

bemitleiden

دلسوزی کردن، ترحم کردن

English: to pity, to feel sorry for

صرف فعل bemitleiden

حال
er bemitleidet
گذشته‌ی ساده
bemitleidete
پرفکت
hat bemitleidet
امری
bemitleide! / bemitleidet!
  • ich bemitleide
  • du bemitleidest
  • er/sie/es bemitleidet
  • wir bemitleiden
  • ihr bemitleidet
  • sie bemitleiden

جمله‌ی مثال با bemitleiden

  • Ein engstirniger Mensch ist zu bemitleiden.

    آدم تنگ‌نظر سزاوار ترحم است.

«bemitleiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.