سطح C1فعل

beichten

اعتراف کردن

English: to confess

صرف فعل beichten

حال
er beichtet
گذشته‌ی ساده
beichtete
پرفکت
hat gebeichtet
امری
beichte! / beichtet!
  • ich beichte
  • du beichtest
  • er/sie/es beichtet
  • wir beichten
  • ihr beichtet
  • sie beichten

جمله‌ی مثال با beichten

  • Vater, ich will beichten.

    پدر، می‌خواهم اعتراف کنم.

«beichten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.