سطح C2فعل

begnadigen

بخشودن، عفو کردن

English: to pardon, to grant amnesty

صرف فعل begnadigen

حال
er begnadigt
گذشته‌ی ساده
begnadigte
پرفکت
hat begnadigt
امری
begnadige! / begnadigt!
  • ich begnadige
  • du begnadigst
  • er/sie/es begnadigt
  • wir begnadigen
  • ihr begnadigt
  • sie begnadigen

جمله‌ی مثال با begnadigen

  • Der Präsident will den Gefangenen begnadigen.

    رئیس‌جمهور می‌خواهد زندانی را عفو کند.

«begnadigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.