سطح C2فعل

befehligen

فرماندهی کردن

English: to command

صرف فعل befehligen

حال
er befehligt
گذشته‌ی ساده
befehligte
پرفکت
hat befehligt
امری
befehlig! / befehligt!
  • ich befehlige
  • du befehligst
  • er/sie/es befehligt
  • wir befehligen
  • ihr befehligt
  • sie befehligen

جمله‌ی مثال با befehligen

  • Der General befehligt seine Truppen.

    ژنرال به سربازانش فرماندهی می‌کند.

«befehligen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.