سطح C2فعل

beatmen

تنفس مصنوعی

English: to give artificial respiration

صرف فعل beatmen

حال
er beatmet
گذشته‌ی ساده
beatmete
پرفکت
hat beatmet
امری
beatme! / beatmet!
  • ich beatme
  • du beatmest
  • er/sie/es beatmet
  • wir beatmen
  • ihr beatmet
  • sie beatmen

جمله‌ی مثال با beatmen

  • Der Arzt musste den Patienten beatmen.

    پزشک مجبور شد به بیمار تنفس مصنوعی بدهد.

«beatmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.