سطح B2فعل

beamen

تله‌پورت کردن

English: to teleport

صرف فعل beamen

حال
er beamt
گذشته‌ی ساده
beamte
پرفکت
hat gebeamt
امری
beam! / beamt!
  • ich beame
  • du beamst
  • er/sie/es beamt
  • wir beamen
  • ihr beamt
  • sie beamen

جمله‌ی مثال با beamen

  • Der Kapitän ließ die Crew auf den Planeten beamen.

    کاپیتان دستور داد خدمه به سیاره تله‌پورت شوند.

«beamen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.